بخشیدن مهریه در ازای حضانت دائم فرزند

این سوال به دفعات پرسیده می شود که آیا می توان در ازای حضانت دائم فرزند مهریه را بخشید؟ و آیا امکان گرفتن حضانت دائمی فرزند وجود دارد؟

قبل از هر چیز باید یادآوری کرد که بر طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف پدر و مادر است یعنی در عین حال هر کدام از پدر و مادر حق دارند حضانت دائم فرزند را داشته باشند تکلیف قانونی و شرعی هم در این خصوص دارند.

بر طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی حضانت فرزند دختر و پسر تا پایان ۷ سالگی با مادر است و پس از این سن تا بلوغ قانونی دختر ۹ و پسر ۱۵، با پدر است. اما با وجود این پیش فرض ها ملاک حضانت برای دادگاه بر طبق تبصره همان ماده مصلحت طفل است یعنی این که به تشخیص دادگاه با رعایت مصلحت طفل است که فرزند مشترک نزد کدامیک از والدین باشد و دیگری فقط حق ملاقات داشته باشد.

با توجه به این توضیحات در حقوق خانواده نظر غالب بر این است که هیچ کدام از والدین نمی تواند از خود در زمینه حضانت فرزند اسقاط حق کند گر چه رویه قضایی در طلاق های توافقی می پذیرد که زوجین با توافق حضانت را به دیگری واگذار کند زیرا همانطور که گفته شد حضانت هم جنبه حق دارد و هم جنبه تکلیف و با قبول حضانت پدر یا مادر و موافقت دیگری جنبه حتی حضانت دائم فرزند با توافق واگزار می شود و اگر مخالفت مصلحت طفل نباشد دادگاه هم ممانعتی ندارد.

اما این که می شود بخشش مهریه در قبال حضانت دائم فرزند قرار اگر رویه قضایی شفافیت لازم را ندارد و بین حقوقدان ها اختلاف نظر است. در طلاق خلع زن چیزی از مهریه یا غیر آن را در قبال طلاق می­بخشد که این مطلقا ارتباطی به حضانت فرزندان ندارد حال اگر قرارداد صلحی منعقد شود که زن مهریه را در قبال گرفتن حضانت دائم فرزند مشترک صلح کند به این معنی که مرد نتواند مطلقا حتی در صورت از بین رفتن صلاحیت مادر یا اثبات به صلاح فرزند نبودن حضانت با مادر نتواند حضانت دائم فرزند را پس بگیردکه با قاعده آمره ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی که حضانت را تکلیف کرده است و ملاک حضانت دائم فرزند را برای دادگاه مصلحت طفل قرار داده است، در تعارض است. حضانت طفل و رعایت مصلحت او نمی تواند وجه المصالحه قرار گیرد.

از ماده راجع به حضانت متوجه می شویم که حق حضانت پدر قابل اسقاط نیست چون ولایت است و اصلا حق ولایت قابل اسقاط نیست، و لو این که قرارداد ببندند.

ولایت یک اصل ذاتی و قائم به شخص پدر و جد پدری است؛ قانونگذار در مدت کوتاهی حق حضانت را به مادر داده است، چون تکلیف است، قابل اسقاط نیست.

در حضانت، حق و تکلیف، چنان به هم آمیخته است که از نظر قانون مدنی این حق قابل اسقاط نیست و در فرض سوال، بذلی که از سوی زوجه صورت پذیرفته، یک شرط باطل و خلاف شرع و قانون است.

نظر به این که زوجه مهر خود را در قبال انتقال حضانت فرزندان مشترک، به زوج می دهد موضوع منصرف از بذل مهر بوده و مهر بذل شده، محسوب نیست و با توجه به این که حسب مقررات ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی که می گوید: «طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقال مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از این که مال مذکور عین مهر یا معادل آن یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.» چون در فرض سوال موضوع کراهت از شوهر مطرح نیست، چنین طلاقی به فرض وقوع، طلاق خلعی نیست بلکه رجعی محسوب می شود.

مطابق ماده ۴۱ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ حتی اگر زوجین در طلاق توافقی بر حضانت دائم یکی از والدین و یا توافق حضانت تا سن خاص توافق کرده باشند، اگر دادگاه در آینده تشخیص دهد که این حضانت به مصلحت طفل نیست، می تواند تصمیم لازم را اتخاذ نماید؛ یا سلب حضانت یا تعیین ناظر.

عنایت داشته باشید که توافق زوجین برای حضانت در طلاق توافقی و غیر آن معتبر و لازم است ولی در آینده اگر بتوان برای دادگاه ثابت کرد که مصلحت طفل، سلامت یا تربیت او در معرض خطر است و برای دادگاه ثابت شود، حتی اگر قبلا توافقی بوده باشد ملاک برای دادگاه رعایت مصلحت طفل است.


دفتر خدمات حقوقی راستین

(شماره ثبت: ۲۷۶۹۶۰)

دفتر وکالت و مشاوره حقوقی نارمک

با حضور وکلای پایه یک دادگستری متخصص خانم و آقا

۰۲۱۷۷۹۷۱۶۳۴ / ۰۲۱۷۷۹۲۳۰۸۵

(پاسخگویی: همه روزه از ساعت ۱۴ تا ۲۰)

💠وکالت تخصصی در امور و پرونده های حقوقی، کیفری و خانواده

💠مشاوره حقوقی تخصصی همراه با مطالعه پرونده

💠داوری قراردادهای داخلی و بین‌المللی

توسط گروهی از برترین وکلای پایه یک دادگستری متخصص

خدمت صادقانه، پیگیری مسئولانه، حق الوکاله منصفانه

دیدگاه

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.